
یک... دو... سه... امتحان می کنیم!
اولین روز آخرین ماه بهاری، ماه آقاهه نازنینم مبارک! ایشالا که 31 روز بدون وقفه بخندید! دلاتون سرشار باشه از عطر بنفشه و رازقی...
گفتم رازقی...
توی حیاط خونۀ ما دو تا درخت تنومنده! یکیش دقیقا وسطا رو به در، که هر کی میخواد وارد بشه باید از زیر برگای درخت رد بشه و مراقب باشه توی چشمش نره! و این درخت شاتوت می باشد! و من عاشقش می باشم... و بی صبرانه منتظر قرمزترین میوه هاشم! هرچند می دونم کف کل حیاطمون به کثیفی هر چه تمامتر می رسه! و دیگری یه درخت انجیره که سمت پارکینگ به دیوار لم داده!
یه عالمه برگه از خونۀ همسایه بغلی ریخته توی صورت این درخت انجیر ِ برگ پهن... و این یه عالمه برگها، چیزی نیستند جز یاسهای رازقی نازنین! که بوشون منو دیوونه می کنه... که خیلی نازن... دل انگیزن... و از همسایۀ عزیز به خاطر اینکه گلاش خونۀ ما رو بیشتر دوست دارن صمیمانه ممنونم!
-----------------------------------------------------
هدیه ای که به مناسبت سالگردمون برای آقاهه گرفتم رو که یادتونه؟ عطر بود... این که چه عطری بود رو الان میگم... عطری که شدیدا مورد استقبال خودش، و از همه مهمتر مهمونای اون شب قرار گرفت... گفتم معرفیش کنم تا شاید یه عده برای روز مرد (کدوم روز مرد؟!) خواستن برای باباهاشون (دقیقا باباها!) بخرن...
عطر Chic
بوش تلخ و گرمه... موندگاریش و خط بوش عالیه! 100 میلش رو هم خریدم 120 تومن با کلی چک و چونه!

م :
ن : سیندخت
